کوچینگ چیست؟ کوچینگ چه نیست!؟ یک راهنمای جامع (به همراه ویدیو)

0

تعریف کوچینگ:

کوچینگ طبق تعریف فدراسیون بین المللی کوچینگ (ICF) یک نوع مشارکت مستمر جهت کمک به مراجعین است که مراجع را به تفکر وا می دارد و خلاقیت درونی او را بیدار میکند تا به نتایج بسیار خوبی در زندگی (در همه ابعاد) دست یابد و عملکرد و کیفیت زندگی خود را ارتقا بخشد.

کوچینگ ترکیبی از علوم مختلف است و آموزه های علوم مختلف را به صورتی کاربردی و خلاقانه ترکیب می کند که در زیر توضیح می دهم :

۱.علم فلسفه: در واقع فلسفه و پرسشگری سقراطی یکی از اصول اساسی کوچینگ است. پرسش های قدرتمند، ابزاری فوق العاده است که با خلاقیت و نبوغ کوچ ارتباط مستقیمی دارد و شالوده یک جلسه کوچینگ محسوب می گردد.

۲.روانشناسی : از علم روانشناسی در شناخت احساسات و ادراک مراجع استفاده زیادی می شود و ارتباط موثر بین کوچ و مراجع را پایه ریزی کرد.

۳.مدیریت: آموزه های مدیریت در رشته های مختلف کوچینگ به خصوص در کوچینگ رهبری (leadership) کاربرد به سزایی دارد.

۴.بهره وری: بهره­وری در واقع همان کوچ دادن منابع انسانی از کارایی به اثربخشی است و هدف نهایی کوچینگ را می توان بهره وری مناسب و ایده آل از زندگی و کسب و کار دانست.

در کوچینگ تمرکز بر حال و آینده می باشد. کوچینگ کاری به گذشته ندارد و در گذشته نمی ماند، اما کمک می کند مراجع از تجربیات گذشته ی خود برای ساختن آینده کمک بگیرند. در واقع مراجع به درک شفاف تری از موقعیت و خواسته ها و توانمندی های خود خواهند رسید و مسیر موفقیت خود را طراحی خواهند کرد.

 

 

کوچینگ برای چه کسانی مفید است؟

سوالی که همیشه ار کوچ ها می پرسند این است که آیا کوچینگ برای من مفید است؟ و اصولا کوچینگ برای چه کسانی مثمر ثمر خواهد بود؟

در طول سال های گذشته بر اساس شغل و علاقه ی شخصی با افراد زیادی ارتباط داشته ام که با من درد و دل کرده اند و حرف های خودمانی زیادی رد و بدل کرده ایم. این افراد که دنبال تغییر یا حل مسئله ای بوده اند را برای خودم به دو دسته تقسیم کرده که در ادامه ذکر می کنم و شما را دعوت می کنم مشخص کنید در کدام یک از این دو دسته قرار می گیرید:

۱- دسته ی اول کسانی بودند که از موضوع یا مشکلی در زندگی رنج می بردند و نمی دانستند برای یافتن راه حل از کجا باید شروع کنند. اینکه چه توانایی هایی لازم دارند و چه انتخابی باید انجام دهند آن ها را آشفته می نمود. بی صبرانه می خواستند بدانند  کجا را باید جستجو کنند تا به محل مناسب برسند و نیاز به یک ریشه یابی و کندوکاو داشتند. کاری که یک کوچ ماهر با سوالات قدرتمند و گوش دادن همدلانه و موثر انجام می دهد همان گمشده ی آن ها بود.

۲- دسته ی دوم کسانی بودند که مشکل خاصی در زندگی نداشتند اما احساس می کردند سر جای خودشان نیستند و می توانند بیشتر از این که هستند باشند. یک سری رویاهای گذشته در ذهن شان بود اما نمی دانستند باید به دنبال کدام رویا بروند و چگونه می توانند زندگی عالی تری را خلق کنند. در واقع نیاز های آنان چندان شفاف نبود و دوست داشتند به نحوی مسایل را برای خودشان شفاف کنند. شاید هم در مسیر رسالت زندگی خود قرار نداشتند اگرچه در جامعه افراد موفقی بودند و اشخاص زیادی غبطه ی حال و وضع مالی آنان را می خوردند. چند مثال:

پزشک متخصصی که مدرس زبان شده بود و از چند صد میلیون تومان درآمد ماهیانه دست کشیده بود، وکیلی که عشق باغبانی داشت و چندین هزار نخل کاشته بود. استاد روانشناسی که کافی شاپ زده بود و ده ها نفر که در این کتاب مجال آن نیست از آنان صحبت کنم و شاید شما که الان این صفحات را می خوانید اشخاصی با این خصوصیات را در اطرافیان خود به خاطر بیاورید و یا مدت هاست که خودتان درگیر چنین موضوعی هستید و این قضیه در ذهن تان مرور می شود و پاسخ آن را نمی دانید.

با کمال خوشحالی باید بگویم در هر دو دسته نیاز مبرم به کوچینگ وجود داشت و بسیار خوشحالم که با استفاده از این علم فوق العاده کمک کرده ام تا این عزیزان اکنون در وضعیت بهتری قرار بگیرند و با آرامش و قدرت در مسیر آرزوها گام بردارند. خاطره ای از یکی از دوستان را با شما سهیم می شوم:

چند مدت قبل دوستی با من ملاقات کرد که از وضعیت شغلی خود رنج می برد و بسیار ناراحت و غمگین بود او که به ارتباطات عالی با اطرافیان معروف بود اکنون منزوی شده بود.

پرسیدم: چرا حالت خراب شده؟ چه اتفاقی افتاده؟

گفت: همانطور که می دانی در دو شغل قبلی خودم در بازار موفق نبودم تا در روابط عمومی سازمانی مشغول به کار شدم

همه چیز عالی پیش می رفت و در کارم موفق بودم تا اینکه با تغییر مدیریت محل کار من را عوض کردند و تو میدانی که ارتباطات چقدر باعث شادی من می شود ولی در شغل جدید اگر چه کارم آسان تر است اما بی انگیزه شده ام.

خوشبختانه دوره جدید کوچینگ گروهی من از هفته ی بعد آغاز میشد. او با اشتیاق فراوان در کلاس های من شرکت کرد و پس از شناخت توانایی های خود توانست در مسیر شغلی جدید خود موفق باشد و اکنون زندگی مالی وی متحول شده است و جالب این است که با تغییر دوباره ی مدیریت او را در صورت پذیرفتن شرط و شروطی به شغل قبلی خود دعوت کرده اند اما این بار او دعوت آن ها را نپذیرفته است و به من گفت: شاید طی چند سال آینده از این شغل هم استعفا دهم. او که دوباره ورشکست شده بود و با فروش طلاهای همسرش و کمک های مالی پدرش از بدهی ها و طلبکاران نجات پیدا کرده بود الان در مسیر رشد و توسعه ی خود گام بر می داشت وقتی از او پرسیدم دو شغل قبلی خود را چطور انتخاب کردی گفت: فقط بر اساس توصیه دوستان بوده است و توانایی خاصی در کارهای فوق نداشته ام. و کوچینگ گمشده ای بود که در به در به دنبال آن می گشته است و خرید دو خانه، ماشین و چند سرویس طلا برای همسرش را ابتدای کار می داند.

حال نوبت به طرح این پرسش می رسد که آیا کوچینگ برای شما مناسب است؟

اینکه بدانید کوچینگ برای شما کارآمد است یا خیر، به انتظار شما از زندگی بستگی دارد. اگر فردی چشم انداز واقعی از نتیجه ی مطلوب و اهداف دراز مدت خود داشته باشد، مشارکت در کوچینگ ابزاری به شدت مؤثر برای پیدا کردن شیوه های راحت تر رسیدن به چشم انداز دلخواه خواهد بود. اما اگر فردی دوست ندارد اقدامی انجام دهد و هیچ آرزو یا هدفی ندارد خب دلیلی ندارد به کوچ مراجعه کند در واقع برای مراجعه یک فرد به کوچ دلایل متعدد و گوناگونی وجود دارد که برخی از آن ها در ذیل آورده شده است:

  • بحثی یا چیزی ضروری، ارزشمند و مهیج مورد نظر فرد باشد مثلاً چالشی سخت پیشرو داشته باشد که به سادگی به دست نمی آید.
  • فرد نیاز به بالابردن مهارت و دانش، اعتماد به نفس و منابع مورد نیاز داشته باشد.
  • فرد برای برطرف کردن یک نیاز محدودیت زمانی داشته باشد و بخواهد به نتیجه گیری فوری برسد.
  • لازم باشد که فرد در روند کار و زندگی خود اصلاح روش داشته باشد.
  • زمان تصمیم گیری و انتخاب فرارسیده باشد و مسائل برای او شفاف نباشد.
  • برخورد فرد با مشکلات و موانع ناکارآمد باشد.
  • موفقیت زیاد یک فرد دچار مشکل سازی شده باشد.(بطور مثال در روابط اجتماعی)
  • عدم توازن کار و زندگی نتایج نامطلوبی برای فرد ایجاد کرده باشد.
  • نقاط قوت توسط فرد شناسایی نشده باشد و نتواند بهترین بهره را از آن ها بگیرد.
  • تمایل فرد به ساده تر شدن کار و زندگی نسبت به قبل باشد و بخواهد از پیچیدگی آن بکاهد.

بسیاری از دوستان می گویند: آیا کوچینگ همان مشاوره یا آموزش است و اگر نیست با آن ها چه تفاوتی دارد؟

 

 

 

کوچینگ چه نیست؟

برای شناخت بهتر کوچینگ لازم است توضیح دهم کوچینگ چه نیست؟!

  1. کوچینگ روانشناسی و مشاوره نیست.

در علم روانشناسی مشاوران معمولا ریشه بروز مشکلات را در گذشته ی اشخاص جستجو می کنند و به مراجعه کنندگان برای گذر از این مشکلات به صورت مرحله ای تا بهبودی کامل کمک می کنند.

  1. کوچینگ مشاوره تخصصی و حرفه ای هم نیست.

متخصص ها و افراد حرفه ای اشخاصی با تجربه هستند که این تجربه را طی سال ها تلاش در رشته ای خاص به دست آورده اند و در مشاوره های تخصصی همان تجربه ها را برای مراجعه کنندگان خود نسخه می پیچند و مستقیما راه حل پیشنهاد می کنند. مانند وکلا، پزشکان، مهندسان و …

  1. کوچینگ یک روند درمانی نیست.

کوچینگ از چند جهت با درمان متمایز است. اولا کوچینگ از تحول فردی پشتیبانی می کند و روندی پیش رونده و متمرکز بر آینده را دنبال می کند در حالی که درمان بر شفای درد، سوء عمل و کشمکش در فرد و روابط افراد متمرکز است که این تمرکز اغلب مشکلات ناشی از گذشته ی افراد را شناسایی و حل می کند. ثانیاً در کوچینگ تمرکز اصلی بر روی ایجاد استراتژی های قابل پیگیری برای دستیابی به اهدافی خاص در زندگی شخصی فرد می باشد و احساسات و هیجانات مثبت بالقوه از نتایج طبیعی مربیگری هستند. در واقع در مربیگری تاکید به روی کنش، جوابگویی و پیگیری است که با درمان متمایز می شود.

 

  1. کوچینگ ارشاد هم نیست.

ارشاد نباید با مربیگری اشتباه شود چون در ارشاد یک فرد با به اشتراک گذاشتن عقاید خود در حوزه ای خاصی، از رشد خود در دوران زندگی دیگری را راهنمایی می کند. اگرچه برخی از مربیان ارشاد را به عنوان بخشی از مربیگری خود ارائه می دهند ولی مربی در کوچینگ حکم مرشد را برای مراجع ندارد.

  1. کوچینگ تدریس هم نیست.

کوچینگ فاقد برنامه های آموزشی به سبک تدریس است و خط خاصی از آموزش را پیگیری نمی کند. در برنامه های آموزشی یک مبانی خاص توسط آموزگار توضیح داده می شوند و کمتر گفت و گو و مشارکت شکل می گیرد. در تدریس آموزگار مشخص می کند که چه چیزی لازم است آموخته شود و پیش نیاز ها را آموزگار تعیین می کند، اما در کوچینگ هدف جلسه و نحوه اقدام را مراجع شخصا تعیین می کند و نیز فاقد برنامه مدون است، هدف جلسه بعدی کوچینگ اصلا معین نیست و میتواند هر جلسه یک موضوع متفاوت باشد اما در تدریس موضوع جلسات کاملا منظم و مشخص است و از قبل تعیین شده می باشد.

 

  1. کوچینگ مربیگری سنتی ورزشی هم نیست.

اگرچه در کتاب های کوچینگ همیشه از مربی های ورزشی برای تبیین این حرفه استفاده می شود ولی از انجائی که در مربیگری سنتی مربیان اغلب به عنوان کارشناس تلقی می شوند و رفتار فرد یا تیم را بر مبنای دانش و تجربه ی خود هدایت می کنند با کوچینگ متمایز است.

 

  1. کوچینگ درد و دل هم نیست.

چند مدت قبل دوستی نزد من آمد و صحبت به کوچینگ کشیده شد. دوستم به تازگی با این علم آشنا شده بود و به من گفت: راستی می دانی که من سال هاست که کوچ هستم ولی خودم نمی دانستم. خیلی خوشحال و متعجب شدم، از او پرسیدم: می شود برایم توضیح بیشتری بدهی؟

گفت: حتما و ادامه داد هر کدام از برادران یا خواهر هایم مشکلی دارند به من تلفن می زنند و بعضی اوقات احتیاج به کار خاصی نیست فقط حرف شان را می شنوم حالشان خوب می شود و تشکر می کنند و من هم خوشحال می شوم. بعضی اوقات هم که احتیاج به نصیحت و تجربه ی من دارند به آنها ارایه می دهم و اکثر اوقات مشکل شان حل می شود.

در جواب گفتم: این کار انسانی تو واقعا شایسته ی تقدیر است و از شنیدن این تجربه و تعهدی که نسبت به بستگان خود داری به وجد آمدم ولی این کوچینگ محسوب نمی شود. در حالت اول که گوش شنوایی داشته ای و با شما درد و دل کرده اند و در حالت دوم هم کار مشاوره را انجام داده ای.

کوچینگ تعریف متفاوتی دارد و برایش کوچینگ را توضیح دادم. خیلی خوشحال شد و الان یکی از مراجعین موفق من محسوب می گردد و واقعا پیشرفتش عالی بوده است و مرتب این جمله ی کلیدی را تعریف می کند که:

گفت و گو بدون دعوت به اقدام یک درد و دل است !

اگر در جلسه ای راجع به یک مسئله صحبت شود ولی منجر به اقدام نگردد کوچینگ محسوب نمی شود و در واقع یک درد و دل یا گفت و گوی دوستانه است. کوچینگ یک گفت و گوی اقدامگر است این اقدام می تواند دعوت به مطالعه یک کتاب، یک تلفن یا یک کار اجرایی باشد که مراجع در طی جلسه به ضرورت آن پی می برد.

اگر چه تمام مواردی که در بالا اشاره شد به خودی خود در زندگی افراد لازم و موثر هستند و کوچینگ به تنهایی نمی تواند جای درمانگر یا متخصص یا .. را پر کند اما می تواند در کنار آن ها شرایطی فوق العاده ای برای آینده فرد رقم زند، چرا که راه حل را درون مراجع جستجو و گره های ذهنی آن ها را باز  می کند.

 

 

 

 

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.